بنام خداوند بخشنده مهربان  ۱۳۸۷ چهارشنبه ۲۹ آبان  

     

سوالات داغ

 چرا شیعه اعتقاد دارد که عل...
 اگر در جایی وارد شدیم و عم...
 علت حلال یا حرام بودن ژله ...
 مراد از عرش و كرسى (با توج...
 آیا می توان با خواندن صیغه...
 معناى إضلال خداوند در قرآن...
 مراد از ولايت فقيه چيست؟...
 آیا از طریق ادیان دیگر غیر...
 1. چرا قمه زدن؟ آیا قمه زد...
 نظر اسلام درباره ی دایناسو...
 سكولاريسم يا انديشه‏ى جداي...
 دلیل علمی حرام بودن ازدواج...
 چه دلایل عقلی منوط بر زنده...
 مراد خداوند آنجا كه مى‏فرم...
 فمينيسم چيست؟...
 چرا قرآن به زبان عربی است ...
 دليل انديشمندان سكولار بر ...
 چرا امام حسن (ع) در حالی ک...
 چرا موسیقی حرام است؟...
 با توجه به این كه ماه محرم...



پرسش های قرآنی


شیعه چه می گوید؟


مهدويت و انتظار موعود


احکام شرعی و استفتائات


غدیر و اکمال دین


محرم و حماسه عاشورا


شماره سؤال : # 294
امتیاز سؤال:
تاریخ ارسال سؤال :: ۱۳۸۵ شنبه ۱۳ خرداد
تاریخ ارسال جواب : : ۱۳۸۶ دوشنبه ۲۶ شهريور
اسم: -
مشخصات فرستنده
کشور: -
موضوع: کلام --> کلام قدیم
نام محقق: مدير سايت
ارسال به دوستان

مراد از لاجبر و لاتفويض بل امر بين امرين چيست؟ آيا مراد مخلوطى از جبر و تفويض است يا نه؟


جمله‏ى "لاجبر و لاتفويض بل امر بين امرين" مضمون احاديث متعددى است كه از اهل بيت عصمت و طهارت ‏(ع) در نقد دو نظريه‏ى نادرست جبر و تفويض بيان شده است و در حقيقت آموزه‏اى مستقل و دقيقى است كه افعال اختيارى انسان ها را به درستى تبيين مى‏كند. سه نظريه‏ى مذكور در صدد پاسخ گويى به سؤال اساسى درباره ی افعالى است كه از انسان صادر مى‏شود، آيا اين افعال مستند به اراده‏ى إلاهى است و انسان در آن تأثيرى ندارد، يا اين كه مستند به خود انسان است و رابطه‏ى فعل با خدا قطع مى‏باشد، و يا اين كه هم مستند به اراده و اختيار انسان است و هم مستند به اراده ی الاهى؟ اشاعره استناد فعل آدميان را به خداى تعالى مى‏دانند به گونه‏اى كه همانند جمادات هيچ اراده و اختيارى از خود ندارند و اين معناى نظريه‏ى جبر در مكتب آنهاست. معتزله معتقدند كه آدمى در افعال و كردار خود يگانه مؤثر و علت تامه است به گونه‏اى كه از خداوند متعال سلب اختيار مى‏شود و اين معناى نظريه‏ى تفويض است. اما نظر شيعه به تبع ائمه ی اطهار(ع) اين است كه نه جبر امكان تحليل دقيق افعال انسانى را دارد و نه تفويض، بلكه تحليل دقيق كار بشرى، راهى ميان جبر و اختيار است. انسان در فعل و ترك اختيار و قدرت دارد، اما اين قدرت و اختيار را خداى سبحان به او داده و قدرت بشرى نفى كننده قدرت الاهى نيست. به عبارت ديگر، اساس نظريه‏ى جبر به نفى دخالت اراده و اختيار آدمى در افعال صادره از اوست و اساس نظريه‏ى تفويض به علت تامه بودن قدرت و اراده ی انسانى در افعال است و اساس آموزه امر بين امرين بر استناد افعال انسانى به ارداه‏ى الاهى و قدرت و اراده‏ى انسانى است.

پس امر بين امرين نظريه‏اى مستقل و به اين معناست كه در عين اين كه افعال صادره از انسان مستند به اوست، مستند به اراده‏ى ذات بارى تعالى نيز هست، اما اراده و اختيار انسان در عرض اراده‏ى الاهى نيست تا شريك در اراده‏ى الاهى شود، بلكه در طول اراده الاهى است؛ يعنى اراده و اختيار و قدرت انسان، يكى از اجزاء علت تامه ی افعال اختيارى اوست. پس انسان مجبور نيست؛ زيرا ملاك اختيار يعنى قدرت و اراده در او موجود است و در عين حال او مختار على‏الاطلاق هم نيست؛ زيرا مقدمات كار در اختيار او نيست. و اين همان معناى امر بين امرين است كه بر تمام افعال صادره از انسان حاكم است. پس آموزه ی، امر بين امرين، اثبات اختيار انسان با حفظ ارتباط على و معلولى آن به اراده ی الاهى است و در برابر ناتوانى تحليلى دو نظريه‏ى جبر و تفويض به خوبى افعال اختيارى انسان را تبيين مى‏كند.



  


نظر شما :