بنام خداوند بخشنده مهربان  ۱۳۸۷ چهارشنبه ۲۹ آبان  

     

سوالات داغ

 چرا شیعه اعتقاد دارد که عل...
 اگر در جایی وارد شدیم و عم...
 علت حلال یا حرام بودن ژله ...
 مراد از عرش و كرسى (با توج...
 آیا می توان با خواندن صیغه...
 معناى إضلال خداوند در قرآن...
 مراد از ولايت فقيه چيست؟...
 آیا از طریق ادیان دیگر غیر...
 1. چرا قمه زدن؟ آیا قمه زد...
 نظر اسلام درباره ی دایناسو...
 سكولاريسم يا انديشه‏ى جداي...
 دلیل علمی حرام بودن ازدواج...
 چه دلایل عقلی منوط بر زنده...
 مراد خداوند آنجا كه مى‏فرم...
 فمينيسم چيست؟...
 چرا قرآن به زبان عربی است ...
 دليل انديشمندان سكولار بر ...
 چرا امام حسن (ع) در حالی ک...
 چرا موسیقی حرام است؟...
 با توجه به این كه ماه محرم...



پرسش های قرآنی


شیعه چه می گوید؟


مهدويت و انتظار موعود


احکام شرعی و استفتائات


غدیر و اکمال دین


محرم و حماسه عاشورا


شماره سؤال : # 296
امتیاز سؤال:
تاریخ ارسال سؤال :: ۱۳۸۵ شنبه ۱۳ خرداد
تاریخ ارسال جواب : : ۱۳۸۶ يکشنبه ۸ مهر
اسم: -
مشخصات فرستنده
کشور: -
موضوع: قرآن --> تفسير
نام محقق: مدير سايت
ارسال به دوستان

مراد از عرش و كرسى (با توجه به تفاسير گوناگون از آنها) چيست؟


"عرش" به معناى چيزى است كه داراى سقف بوده باشد، و به تخت حكومت و پادشاه نيز اطلاق شده كه كنايه از قدرت و حكومت است و "كرسى" نيز به معناى سرير و تخت است. و هر دو واژه در قرآن به كار رفته، و در موارد زيادى "عرش،" و در يك مورد "كرسى" به خداوند نسبت داده شده كه محل بحث ما نيز همين است.

در اين كه مُراد از "عرش و كرسى" خدا چيست؟ بين علما و مفسران اختلاف است، و به طور كلى علما در این مسئله به دو دسته تقسيم شده‏اند. عده‏اى از علماى سلف، كه بحث از آن را بدعت مى‏دانند،  مى‏گويند: "عرش" و "كرسى" خدا چيزى است كه ما تنها نام آن را مى‏شنا سيم و از درك حقيقت آن عاجزيم. در مقابل، عده‏اى ديگر از علما بحث در اطراف حقايق دينى را جايز مى‏دانند. كه در اين گروه چهار نظر مطرح است.

الف: علمايى كه عرش و كرسى را متحد و يك چيز مى‏دانند و بر معناى ظاهرى لفظ جمود ورزيده و گفته‏اند: "عرش" و "كرسى" وجود خارجى داشته و مخلوقى كاملاً شبيه به تخت هستند كه داراى پايه‏هايى هستند و آن پايه‏ها بر آسمان هفتم تكيه دارند و خداوند هم مانند پادشاهان بر آنها قرار مى‏گيرد و از آن جا تدبير امور مى‏نمايد. اين طايفه مشهور به مشبهه هستند.

ب: بعضى "عرش" و "كرسى" را وجود خارجى و مخلوق مى‏دانند، ولى در مصداق با نظر قبلى اختلاف كرده‏اند. آنان بر مبناى هيئت بطلميوسى "عرش خدا" را فلك اعلا (فلك نهم) و "كرسى خدا" را فلك كواكب مى‏دانند و استناد به روايتى از رسول اكرم (ص) مى‏نمايند كه فرمود: "آسمان‏ها و زمين هفتگانه در جنب كرسى نيستند، مگر مانند حلقه‏اى كه در صحرايى فراخ و وسيع افتاده باشد".

ج: بسيارى از مفسران مى‏گويند: مُراد از "عرش" و "كرسى" خدا، معنايى كنايى است و وجود خارجى و حقيقى ندارند. ولى در اين كه منظور از آن معناى كنايى چيست، سخن بسيار گفته‏اند. گاهى با استناد به حديثى كه حفص ابن غياث از امام صادق (ع) نقل مى‏كند كه از امام (ع) درباره‏ى تفسير «وسع كرسيه السماوات و الارض» سؤال كردند، فرمود: منظور علم او است. مى‏گويند مُراد علم بى پايان پروردگار است. و گاه با استناد به آيه‏ى شريفه «ثم استوى على العرش» و... به معناى مالكيت و حاكميت خدا دانسته‏اند و گاه به معناى هر يك از صفات كماليه و جلاليه‏ى او گرفته‏اند.

د: و نظريه‏ى چهارم كه معاصرينى چون مرحوم علامه طباطبايى و... آن را مطرح نموده‏اند و گفته‏اند:

"عرش" و "كرسى" داراى وجودى حقيقى‏اند، اگر چه از لفظ آن دو معناى كنايى اراده شده، طبق اين نظريه عرش و كرسى در حقيقت امر واحدى هستند كه به حسب اجمال و تفصيل داراى دو مرتبه هستند و اختلافاتشان رتبى است و هر دو از حقايق وجودى هستند، ولى نه آن طور كه عده‏اى پنداشته‏اند كه تختى هستند و خداوند را بر آنها حمل مى‏كنند. بلكه "عرش" مرحله‏ى اعلاى عالم وجود است كه زمام جميع حوادث و اسمايى كه علّت وجود آن حوادثند و ترتيب و رديف كردن سلسله‏ى اسباب و علل منتهى به آن مرحله مى‏باشد و "كرسى" در مرتبه‏اى پايين‏تر، مقام ربوبى‏اى است كه تمامى موجودات آسمان‏ها و زمين قائم به آن هستند. و روايات زيادى نيز بر صحت همين قول دلالت مى‏نمايند.



  


نظر شما :