بنام خداوند بخشنده مهربان  ۱۳۸۷ شنبه ۱۶ شهريور  

     

سوالات داغ

 چرا شیعه اعتقاد دارد که عل...
 اگر در جایی وارد شدیم و عم...
 علت حلال یا حرام بودن ژله ...
 آیا می توان با خواندن صیغه...
 معناى إضلال خداوند در قرآن...
 مراد از ولايت فقيه چيست؟...
 مراد از عرش و كرسى (با توج...
 آیا از طریق ادیان دیگر غیر...
 1. چرا قمه زدن؟ آیا قمه زد...
 نظر اسلام درباره ی دایناسو...
 سكولاريسم يا انديشه‏ى جداي...
 دلیل علمی حرام بودن ازدواج...
 چه دلایل عقلی منوط بر زنده...
 فمينيسم چيست؟...
 دليل انديشمندان سكولار بر ...
 چرا امام حسن (ع) در حالی ک...
 مراد خداوند آنجا كه مى‏فرم...
 با توجه به این كه ماه محرم...
 چندی پیش با آقایی آشنا شدم...
 مراد از لاجبر و لاتفويض بل...



پرسش های قرآنی


شیعه چه می گوید؟


مهدويت و انتظار موعود


احکام شرعی و استفتائات


غدیر و اکمال دین


محرم و حماسه عاشورا


شماره سؤال : # 737
امتیاز سؤال:
تاریخ ارسال سؤال :: ۱۳۸۵ جمعه ۲۷ بهمن
تاریخ ارسال جواب : : ۱۳۸۷ دوشنبه ۲ ارديبهشت
اسم: مجید تهرانی
تحصیلات: دکترا
مذهب : تشیع
سن: 46
جنس: Female
شغل: دانشگاهی
کشور: ایران
موضوع: فقه --> حقوق و احکام
نام محقق: مدير سايت
ارسال به دوستان

1. آیا سهم سادات را می توان به سادات واقعا نيازمند قرض الحسنه داد تا افراد بيشتري مشكلاتشان رفع شود؟ 2. آيا انسان مي تواند خمس را بدون اجازۀ مرجع تقليدش به نيازمند واقعي از اقارب و غيرهم بدهد؟


خمس در لغت به معنای یک پنجم است و در اصطلاح فقه عبارت است از: پرداخت یک پنجم در آمدی که از راه زراعت، صنعت، تجارت، پژوهش و یا از راه های کارگری و کارمندی به دست می آید.

خمس یکی از فریضه های اسلامی است و قرآن کریم آن را در کنار جهاد (قرار داده) است، و دارای حکمت ها و اسرار گوناگونی است که به بعضی از آنها اشاره می شود:

1. خمس به منظور تأمین هزینه های امام (ع) به عنوان رئیس حکومت ،برای پیشبرد نظام اسلامی و ادارۀ جامعه، واجب گردیده است. از این رو در روایت از خمس به عنوان "وجه الاماره" یاد شده است.

2. خداوند متعال برای حفظ کرامت و عزت پیامبر اسلام، محل تأمین بودجۀ فقیران بنی هاشم و منسوبان به آن حضرت را از خمس قرار داد و سهم آنان را قرین سهم خود و رسول کرد تا زمینۀ تحقیر نسبت به آنان از بین برود.

3. خمس برای تأمین بودجۀ هر کار خیری است که امام بخواهد انجام دهد و برای هر موردی که صلاح بداند، مصرف کند.

4. خمس وسیله ای برای رشد و کمال انسان محسوب می شود که ادای آن، باعث جلب روزی و وسیلۀ آمرزش گناهان می گردد.

5. خمس برای احیای دین خدا و تحقق حکومت اسلامی واجب گردیده است.

محل پرداخت خمس

خمس به امام و سادات اختصاص می یابد و آن را در عصر غیبت باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت نمود.

در پاسخ به دو پرسش فوق، فتاوای مراجع عظام تقلید به ترتیب زیر بیان می شود:

امام خمینی (ره): باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بپردازد و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد.[1]

آیت الله العظمی خامنه ای: باید خمس را به ولی امر مسلمانان یا وکیل او بدهد و اگر به فتوای مرجع تقلید خود نیز عمل کند، موجب برائت ذمه می شود.[2]

آیات عظام فاضل (ره)، نوری، مکارم، بهجت و وحید: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بدهد و نیز می تواند در جایی مصرف کند، که مرجع تقلیدش اجازه می دهد و سهم سادات را بنابر احتیاط واجب، باید به مرجع تقلید خود و یا با اجازه او به سادات بدهد.[3]

آیت الله العظمی تبریزی: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به مصرفی که او اجازه می دهد، برساند و چنانچه بخواهد به مجتهد دیگری بدهد، بنابر احتیاط واجب باید از مرجع تقلید خود اجازه بگیرد و سهم سادات را می توان به خود آنان داد.[4]

آیت الله العظمی سیستانی: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به مصرفی که او اجازه می دهد، برسانند و احتیاط واجب آن است که او مرجع اعلم و آگاه بر جهات عامه باشد و سهم سادات را می توان به خود آنان داد.[5]

آیت الله العظمی صافی: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا مجتهدی که مانند او از نظر کمیت و کیفیت به مصرف می رساند، بدهد و نیز می تواند در جایی مصرف کند که مرجع تقلیدش اجازه می دهد و سهم سادات را نیز می توان به خود آنان داد.[6]

تبصره: خمس به دو قسمت تقسیم می شود: نصف آن سهم امام و نصف دیگر سهم سادات است. آیات عظام سیستانی، تبریزی (ره) و صافی در پرداخت سهم سادات اجازۀ مجتهد را لازم نمی دانند.



[1]. توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834.

[2]. خامنه ای، اجوبة المسائل، س 1004 و 1002.

[3]. توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834؛ نوری، توضیح المسائل، م 1830؛ وحید، توضیح المسائل، م 1843.

[4]. توضیح المسائل مراجع، ج2، م 1834.

[5]. همان.

[6]. همان.



  


نظر شما :