بنام خداوند بخشنده مهربان  ۱۳۸۷ شنبه ۱۶ شهريور  

     

سوالات داغ

 چرا شیعه اعتقاد دارد که عل...
 اگر در جایی وارد شدیم و عم...
 علت حلال یا حرام بودن ژله ...
 آیا می توان با خواندن صیغه...
 معناى إضلال خداوند در قرآن...
 مراد از ولايت فقيه چيست؟...
 مراد از عرش و كرسى (با توج...
 آیا از طریق ادیان دیگر غیر...
 1. چرا قمه زدن؟ آیا قمه زد...
 نظر اسلام درباره ی دایناسو...
 سكولاريسم يا انديشه‏ى جداي...
 دلیل علمی حرام بودن ازدواج...
 چه دلایل عقلی منوط بر زنده...
 فمينيسم چيست؟...
 دليل انديشمندان سكولار بر ...
 چرا امام حسن (ع) در حالی ک...
 مراد خداوند آنجا كه مى‏فرم...
 با توجه به این كه ماه محرم...
 چندی پیش با آقایی آشنا شدم...
 مراد از لاجبر و لاتفويض بل...



پرسش های قرآنی


شیعه چه می گوید؟


مهدويت و انتظار موعود


احکام شرعی و استفتائات


غدیر و اکمال دین


محرم و حماسه عاشورا


شماره سؤال : # 782
امتیاز سؤال:
تاریخ ارسال سؤال :: ۱۳۸۵ دوشنبه ۷ اسفند
تاریخ ارسال جواب : : ۱۳۸۵ دوشنبه ۷ اسفند
اسم: -
تحصیلات: -
مذهب : -
سن: 0
جنس: Female
شغل: -
کشور: -
موضوع: فقه --> حقوق و احکام
نام محقق: مدير سايت
ارسال به دوستان

من خیلی زیاد شنیده ام که خوردن خرچنگ حرام است. لطفاً برای من توضیح بدهید که آیا این راست است و اگر این طور است، آیا حرام یا مکروه است؟


در تعابیر فقها معیاری برای حلیت گوشت آبزیان بیان شده است. آنها فرموده اند: آنچه از روایات بدست می آید این است که گوشت حیوانات دریایی خورده نمی شود یعنی خوردن آن حرام است[1] مگر آن نوع از ماهی که پولک (فلس) داشته باشد[2] و خرچنگ از چنین ویژگی برخوردار نیست.

علاوه بر اینکه برای حرمت گوشت خرچنگ، دلیل خاصی هم در روایات وجود دارد.

امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند: خوردن جرّی (نوعی ماهی) و لاک پشت و خرچنگ حرام است.[3]

پس خوردن خرچنگ از نظر اسلام حرام است[4].

برای اطلاع بیشتر، نک: نمایه ی فلسفه ی حلیت میگو- ش: 310.



[1]  به عبارت دیگر اصل اولی در حرمت و حلیت گوشت های حیوانات دریایی بر حرمت است.

[2]  لا يؤكل من حيوان البحر الا سمك له فلس و...: منهاج المؤمنين(للمرعشی)، ج‏2ص 188، منهاج الصالحين (للخوئي) ، ج‏2 ص344، الفقه على المذاهب الأربعة و مذهب أهل البيت، ج‏2 ص20، مبحث ما يمنع أكله و ما يباح أو ما يحل، و ما لا يحل...، ص 13.

[3]  وسائل‏الشيعة، ج 24، ص 147.

[4] نک: جامع المسائل للبهجة، ج 4،ص 385.صراط النجاة تبریزی،ج 5، ص407.



  


نظر شما :