بنام خداوند بخشنده مهربان  ۱۳۸۷ چهارشنبه ۲۹ آبان  

     

سوالات داغ

 چرا شیعه اعتقاد دارد که عل...
 اگر در جایی وارد شدیم و عم...
 علت حلال یا حرام بودن ژله ...
 مراد از عرش و كرسى (با توج...
 آیا می توان با خواندن صیغه...
 معناى إضلال خداوند در قرآن...
 مراد از ولايت فقيه چيست؟...
 آیا از طریق ادیان دیگر غیر...
 1. چرا قمه زدن؟ آیا قمه زد...
 نظر اسلام درباره ی دایناسو...
 سكولاريسم يا انديشه‏ى جداي...
 دلیل علمی حرام بودن ازدواج...
 چه دلایل عقلی منوط بر زنده...
 مراد خداوند آنجا كه مى‏فرم...
 فمينيسم چيست؟...
 چرا قرآن به زبان عربی است ...
 دليل انديشمندان سكولار بر ...
 چرا امام حسن (ع) در حالی ک...
 چرا موسیقی حرام است؟...
 با توجه به این كه ماه محرم...



پرسش های قرآنی


شیعه چه می گوید؟


مهدويت و انتظار موعود


احکام شرعی و استفتائات


غدیر و اکمال دین


محرم و حماسه عاشورا


شماره سؤال : # 891
امتیاز سؤال:
تاریخ ارسال سؤال :: ۱۳۸۶ سه شنبه ۲۱ فروردين
تاریخ ارسال جواب : : ۱۳۸۶ سه شنبه ۲۱ فروردين
اسم: -
مشخصات فرستنده
کشور: -
موضوع: قرآن --> تفسير
نام محقق: مدير سايت
ارسال به دوستان

آيا داستان ابليس واقعى است يا صرف تمثيل است؟


قبل از ارايه‏ى پاسخ، شايان ذكر است كه يكى از راه‏هاى تعريف اشيا، تعريف به "مَثَل"، يعنى تشبيه حقايق عقلى به امور حسّى و قابل لمس است، تا اكثر مردم به آسانى آن را درك كنند و بفهمند، زيرا انسان‏ها غالباً به محسوسات عادت كرده‏اند. به نظر مى‏رسد اين روش در مثل‏هاى قرآن به كار رفته است و قرآن مجيد در موارد گوناگون، قضايايى را در قالب تمثيل بيان كرده است كه مى‏توان داستان ابليس را از آن موارد شمرد. البته در خصوص اينكه آيا مثل‏هاى قرآن، مصداق و وجود خارجى دارد و يا صرف تمثيل است، دو نگرش وجود دارد:

الف): به نظر برخى، اين مَثَل‏ها در حدّ تشبيهات عرفى هستند و وجود واقعى و خارجى نداشته و تنها براى تقريب معارف بلند و اسرار پوشيده‏ى نظام هستى به اذهان انسان‏هايى است كه در افق مادى به سر مى‏برند.

ب): بعضى ديگر معتقدند كه؛ اين مَثَل‏ها بيانگر وجود مثالى آن حقايق است و هيچ گونه تشبيه و مجازگويى در كار نيست.

به نظر مى‏رسد داستان ابليس تمثيل تكوينى است و نمى‏تواند امر الهى به سجده، يك امر حقيقى باشد؛ زيرا اين امر از دو حال بيرون نيست يا امر مولوى و تشريعى است و يا امر تكوينى، اگر امر را مولوى فرض كنيم دچار محذور مى‏شويم چون كه خطاب امر تنها متوجه به ابليس نبوده بلكه شامل او و فرشتگان بوده است، در حالى كه ملايكه نمى‏توانند مخاطب تكليف الهى قرار گيرند و از طرفى امر به سجده را نمى‏توان به دو بخش تفكيك نمود تا تشريعى و تمثيلى باشد و اگر امر تكوينى فرض شود، آنچه به آن امر شده، مراد الهى است و تحقق آن ضرورت پيدا كرده و تخلّف بردار نيست، در حالى كه ابليس سجده نكرده است و تخلّف صورت گرفته است. از اين روى تنها راه حلّ قصه اين است كه داستان مزبور حمل بر تمثيل شود. البته بايد توجه داشت كه حمل بر تمثيل بدان معنا نيست كه اصل جريان واقع نشده و صرفاً يك داستان تخيّلى است، بلكه معنايى دقيق‏تر از امر اعتبارى صورت پذيرفته و نبايد توهّم شود كه اصل اين جريان عظيم الهى و واقعيّت مهم دينى تحقق خارجى نداشته است.



  


نظر شما :