![]() |
|
بنام خداوند بخشنده مهربان ۱۳۸۷ چهارشنبه ۲۹ آبان |
|
|
امتیاز سؤال: تاریخ ارسال سؤال :: ۱۳۸۶ سه شنبه ۲۱ فروردينتاریخ ارسال جواب : : ۱۳۸۶ سه شنبه ۲۱ فروردين اسم: - مشخصات فرستنده کشور: - موضوع: قرآن --> تفسير نام محقق: مدير سايت ارسال به دوستان آيا داستان ابليس واقعى است يا صرف تمثيل است؟ قبل از ارايهى پاسخ، شايان ذكر است كه يكى از راههاى تعريف اشيا، تعريف به "مَثَل"، يعنى تشبيه حقايق عقلى به امور حسّى و قابل لمس است، تا اكثر مردم به آسانى آن را درك كنند و بفهمند، زيرا انسانها غالباً به محسوسات عادت كردهاند. به نظر مىرسد اين روش در مثلهاى قرآن به كار رفته است و قرآن مجيد در موارد گوناگون، قضايايى را در قالب تمثيل بيان كرده است كه مىتوان داستان ابليس را از آن موارد شمرد. البته در خصوص اينكه آيا مثلهاى قرآن، مصداق و وجود خارجى دارد و يا صرف تمثيل است، دو نگرش وجود دارد: الف): به نظر برخى، اين مَثَلها در حدّ تشبيهات عرفى هستند و وجود واقعى و خارجى نداشته و تنها براى تقريب معارف بلند و اسرار پوشيدهى نظام هستى به اذهان انسانهايى است كه در افق مادى به سر مىبرند. ب): بعضى ديگر معتقدند كه؛ اين مَثَلها بيانگر وجود مثالى آن حقايق است و هيچ گونه تشبيه و مجازگويى در كار نيست. به نظر مىرسد داستان ابليس تمثيل تكوينى است و نمىتواند امر الهى به سجده، يك امر حقيقى باشد؛ زيرا اين امر از دو حال بيرون نيست يا امر مولوى و تشريعى است و يا امر تكوينى، اگر امر را مولوى فرض كنيم دچار محذور مىشويم چون كه خطاب امر تنها متوجه به ابليس نبوده بلكه شامل او و فرشتگان بوده است، در حالى كه ملايكه نمىتوانند مخاطب تكليف الهى قرار گيرند و از طرفى امر به سجده را نمىتوان به دو بخش تفكيك نمود تا تشريعى و تمثيلى باشد و اگر امر تكوينى فرض شود، آنچه به آن امر شده، مراد الهى است و تحقق آن ضرورت پيدا كرده و تخلّف بردار نيست، در حالى كه ابليس سجده نكرده است و تخلّف صورت گرفته است. از اين روى تنها راه حلّ قصه اين است كه داستان مزبور حمل بر تمثيل شود. البته بايد توجه داشت كه حمل بر تمثيل بدان معنا نيست كه اصل جريان واقع نشده و صرفاً يك داستان تخيّلى است، بلكه معنايى دقيقتر از امر اعتبارى صورت پذيرفته و نبايد توهّم شود كه اصل اين جريان عظيم الهى و واقعيّت مهم دينى تحقق خارجى نداشته است. نظر شما : |
![]() |