بنام خداوند بخشنده مهربان  ۱۳۸۷ چهارشنبه ۲۹ آبان  

     

سوالات داغ

 چرا شیعه اعتقاد دارد که عل...
 اگر در جایی وارد شدیم و عم...
 علت حلال یا حرام بودن ژله ...
 مراد از عرش و كرسى (با توج...
 آیا می توان با خواندن صیغه...
 معناى إضلال خداوند در قرآن...
 مراد از ولايت فقيه چيست؟...
 آیا از طریق ادیان دیگر غیر...
 1. چرا قمه زدن؟ آیا قمه زد...
 نظر اسلام درباره ی دایناسو...
 سكولاريسم يا انديشه‏ى جداي...
 دلیل علمی حرام بودن ازدواج...
 چه دلایل عقلی منوط بر زنده...
 مراد خداوند آنجا كه مى‏فرم...
 فمينيسم چيست؟...
 چرا قرآن به زبان عربی است ...
 دليل انديشمندان سكولار بر ...
 چرا امام حسن (ع) در حالی ک...
 چرا موسیقی حرام است؟...
 با توجه به این كه ماه محرم...



پرسش های قرآنی


شیعه چه می گوید؟


مهدويت و انتظار موعود


احکام شرعی و استفتائات


غدیر و اکمال دین


محرم و حماسه عاشورا


شماره سؤال : # 897
امتیاز سؤال:
تاریخ ارسال سؤال :: ۱۳۸۶ چهارشنبه ۲۲ فروردين
تاریخ ارسال جواب : : ۱۳۸۶ سه شنبه ۱۱ ارديبهشت
اسم: -
مشخصات فرستنده
کشور: -
موضوع: قرآن --> علوم قرآني
نام محقق: مدير سايت
ارسال به دوستان

با اين كه لازم نيست آيات الهى هميشه بيانگر جزئيات باشد؛ ولى در بسيارى از آيات، آيه در حد ريز، به بيان جزييات پرداخته و حتى در مواردى به صورت تكرار. مثلاً در جريان داستان حضرت موسى عليه السلام به صورت مكرر و در حد ريز، به بيان داستان پرداخته و اهميتى كه براى اين داستان داده شده، به زندگى پيامبر، داده نشده است. و يا در بسيارى از حالات، مثلاً به طرح داستان حضرت سليمان عليه السلام، يا جريان بلقيس پرداخته شده است. آيا علت خاصى است كه طرح جريانات بدين گونه است؟!


در پاسخ به بخش اول سؤال، مى‏توان گفت: در بيان يك حقيقت يا قانون و حكم، تمام جزئيات و خصوصيات مربوط به آن را نمى‏توان ارايه كرد. و اين مطلب در قرآن كريم رعايت گرديده است؛ چرا كه اگر قرار بود تمام جزييات و ريزه كارى‏ها در يك قانون بيان گردد؛ لازم مى‏آمد تا بارى تعالى براى هر يك از مسلمانان، و با در نظر گرفتن ويژگى‏هاى خاص رفتارى، زمانى و... او، كتابى جامع و مستقل نازل مى‏كرد. به خاطر چنين پى آمد منفى، ارايه‏ى معارف و قوانين در آيات الهى، جلوه‏اى واقع نگرانه و عاقلانه به خود گرفته و آيات قرآنى در موارد فراوانى در قالب تصريح يا تشبيه يا مثل و يا داستان، به بيان معارف و قواعد كلى پرداخته‏اند. بله! گاهى به دلايلى، خداوند در مقام تبيين يك حقيقت و يا قانون، مصاديق آن را ذكر فرموده است، مانند قمار كه در نزد قوم عرب افتخارى بزرگ به شمار مى‏رفت و زشتى اين امر بر مردم پوشيده بود. از اين روى خداوند در آيه‏اى به نحو جزئى و خاص، راجع به شراب يا قمار سخن گفته است. اين بيان جزئيات نه تنها مخالف سنت كلى گويى نيست؛ بلكه در همان راستا بوده و براى خروج مردم از تحير و سرگردانى است.

اما پاسخ بخش دوم سؤال، يعنى علت ذكر داستان‏هاى اقوام پيشين، كاملاً روشن است. زيرا مطالعه‏ى رخدادهاى گذشتگان، ديدگاه‏هاى تازه‏اى را فرا روى ما مى‏گشايد تا از انحرافات و كاميابى‏هاى ايشان آگاه شويم و بدين سبب، ديگر تلخى‏هاى آنان را در كام خود نيازماييم.

در همين راستا به علل فراوانى مى‏توان اشاره كرد:

الف). نقل جزئيات تاريخ، به جهت تحدى، بيان اعجاز و نمودى از علم نَبَوى صلى الله عليه وآله بوده است.

ب.) با نقل تاريخ انبياى يهود و نصارى، پيروان آنان با ديدن زمينه‏هاى مشترك بين كيش خود و آيين اسلام، متمايل به اسلام شده و دست از عناد برمى‏داشتند.

ج). مسايل اعتقادى بسيار دقيق و غير قابل لمس هستند. خداوند با ذكر داستان انسان‏هاى برجسته در موقعيت‏هاى خاص، اين مسايل را كاملاً ساده و قابل دسترس عموم، ذكر مى‏كند. مانند قدرت مطلق حق تعالى، در داستان نجات حضرت ابراهيم عليه السلام از آتش.

د.) عبرت اندوزى و پند گرفتن از كردار اقوام گذشته يكى ديگر از دلايل،ذكر داستان ايشان است.

ه). نقل داستان، به عنوان تعليم غير مستقيم، از بهترين راه‏هاى آموزش است. قرآن در قالب داستان‏هايى مثل احتجاجات ابراهيم عليه السلام و... از اين روش براى تعليم، نحوه‏ى استدلال، آداب معاشرت و... بهره كافى برده است.

در پاسخ به قسمت آخر سؤال بايد گفت: ذكر داستان يك فرد در قرآن كريم، بيانگر فضيلت او نيست و در مقابل اگر سخن از شخصى به ميان نيامده، نشان از پايين بودن مقام او نمى‏باشد. چرا كه از يك سو شاهد داستان برخى انسان‏هاى منحرف و منفور مثل فرعون، ابولهب، سامرى و شيطان در قرآن هستيم و از سوى ديگر اثرى از زندگى بسيارى پيامبران الهى در اين كتاب آسمانى نمى‏يابيم. دليل آن چيزى جز مصالح و اهداف قرآن كريم در بيان معارف الهى نمى‏باشد.

در انتها به دو نكته كه در سؤال مورد تأكيد قرار گرفته اشاره مى‏كنيم:

1. شباهت فراوان مسلمانان به قوم بنى اسرائيل، سبب ذكر داستان حضرت موسى عليه السلام در قرآن و تكرار آن شده است و اين مطلبى است كه آيات قرآن نيز به آن اشاره مى‏كنند.

2. ادعاى نپرداختن به زندگى پيامبر در قرآن كريم، يك پيش‏داورى غير منصفانه است. زيرا با دقت در شأن نزول آيات، روشن مى‏شود كه بسيارى از آيات قرآن در خصوص جوانب گوناگون زندگى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله اهل بيت‏عليهم السلام و اصحاب ايشان مى‏باشد.



  


نظر شما :