![]() |
|
بنام خداوند بخشنده مهربان ۱۳۸۷ چهارشنبه ۲۹ آبان |
|
|
امتیاز سؤال: تاریخ ارسال سؤال :: ۱۳۸۶ يکشنبه ۹ ارديبهشتتاریخ ارسال جواب : : ۱۳۸۶ چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت اسم: - مشخصات فرستنده کشور: - موضوع: قرآن --> تفسير نام محقق: مدير سايت ارسال به دوستان معناى قول خداوند متعال در سورهى مريم آيهى 17: "... فأرسلنا اليها روحنا فتمثّل لها بشراً سوّياً" چيست؟ توضيح كافى در مورد تمثل بفرماييد. مفهوم لغوى و اصطلاحى تمثل: "تمثل؛" يعنى پيش روى كسى ايستادن، تصور شدن چيزى براى كسى، مانند چيزى شدن، تصور كردن. منظور از "تمثل" در آيه فوق اين است كه: فرشتهى الاهى به صورت انسانى در آمد و در مقابل مريم متمثل شد و مريم تصور كرد كه او سيرتاً و صورتاً انسان است. البته جبرئيل فقط از نظر صورت و شكل ظاهرى مثل انسان بود، نه اين كه حقيقتاً و واقعاً انسان باشد؛ چرا كه اين معنا باعث انقلاب و دگرگونى در ذات او مىشد و اين غير ممكن و محال است. در قرآن كريم تمثل فقط در آيه ی 17 سوره ی مريم آمده است، ليكن در روايات اسلامى و ديگر منابع، در موارد متعدد و به طور گسترده مطرح شده است؛ نظير تمثل ابليس و دنيا و مال و فرزند و اعمال انسان و نيز تمثل قرآن در بهشت و... . در رابطه با مسئله ی تمثل، شبهاتى ممكن است مطرح گردد كه به سه شبهه و اشكال و پاسخ آنها اشاره مىشود: 1. در جريان تمثل، احتمال خطاى در ادراك مىرود، لذا ملاك صدق ادراك مُدرِك چيست؟ پاسخ: ملاك صدق قضيه در قضاياى ذهنيه، انطباق آن با نفس الامر قضيه است كه آن اعم از وجود خارجى ملموس است. 2. آيا غير از پيامبر (ص) و وصى او كسى مىتواند ملك و جبرئيل را مشاهده كند و به عالم ملكوت راه يابد؟ پاسخ: از برخى آيات قرآن و منابع اسلامى استفاده مىشود كه انسان مىتواند به عالم ملكوت راه يابد چرا كه در آيهى 185 سوره ی "اعراف" خداوند در مقام توبيخ و ترغيب و تحريض برآمده كه چرا به عالم ملكوت و باطن دنيا نظر نمىكنند، به علاوه عرفا گويند: در انسان شايستگى و استعداد عروج به عالم شامخ ملكوت وجود دارد و تمثل جبرئيل براى حضرت مريم (ع)، نمونهى بارز آن است؛ زيرا مريم نه "پيامبر" بود و نه "وصى" او، بلكه تنها یکی از اولیای خدا بود. 3. آيا بازگشت از عالم غيب به عالم دنيا و طبيعت، رجوع از كمال به نقص نيست و با نظريهى حركت جوهرى ملاصدرا كه در فلسفه مطرح است، منافات ندارد؟ پاسخ: زمانى بازگشت از عالم غيب به عالم دنيا محال است كه موجودى كه با حركت جوهرى كامل شده و به فعاليت و مطلوب رسيده، بخواهد آن كمالات را از دست بدهد و ضايع كند، ليكن در تمثل و نظير آن (رجعت) اين معناى محال، لازم نمىآيد، بلكه آن موجود با حفظ تمام كمالات و سعهى وجودى هويت خود در تمام عوالم، توجهى هم به عالم طبعیت و دنيا مىنمايد. نظير تجّلى ذات حق تعالى و ظهور او براى انسان و جهان كه مبدأ پيدايش و ايجاد آفرينش گرديده است. نظر شما : سلام - هنوز مطالب را مطالعه نكردم و فقط save كردم ، ولي در كل، انشا الله خداوند خيرتان بدهد (يا صاحب الزمان عج) گفتم به بلبلي كه دواي فراق چيست؟ از شاخه گل فتاد به خاك تپيد و مُرد . التماس دعا |
![]() |